گردویی وسط اقیانوس شناور بود و با حرکت امواج
بالا و پایین می رفت.
روی آن گردو مورچه فیلسوفی آهسته به خواب رفته
بود. مورچه ی فیلسوف در خوابِ عمیق خود می دید که گردویی همچون همان گردویی که بر
آن است و روی آن مورچه ی دومی مانند خود او به خواب رفته، بر آب شناور است.
مورچه دوم نیز همین خواب را می دید که وسط
اقیانوسی گردویی شناور است و روی آن مورچه ی سومی همچون خودش به خواب رفته، که او
هم خواب می بیند وسط اقیانوس گردویی است و روی آن مورچه چهارمی وجود دارد که از
قضا هنوز بیدار مانده بود.
مورچه چهارم به اطرافش نگاه می کند و یک کشی
باری را می بیند که از دور می آید. دستانش را بالا می برد و شادمانه فریاد می زند:
« پاشو ... پاشو ... نجات پیدا کردیم ... »
مورچه سوم از خواب می پرد و همان کشتی باری را
می بیند که به سرعت نزدیک می شود. آنگاه هردویشان با خوشحالی فریاد می زنند: «
پاشو ... پاشو ... نجات پیدا کردیم ... »
مورچه دوم از خواب می پرد و او هم کشتی باری را
می بیند و این بار هر سه شان با ذوق و شوق فریاد می زنند: « پاشو ... پاشو ...
نجات پیدا کردیم ... »
مورچه فیلسوف با فریاد آن سه مورچه از خواب می
پرد و به دور و اطرافش نگاهی می اندازد؛ ولی باز هم خبری از کشتی نیست. می فهمد که
باز هم خواب می دیده. سرش را دوباره روی گردو می گذارد و دیگر باره به خواب می رود
و در خواب می بیند که گردویی وسط اقیانوس شناور است و روی آن مورچه دومی همچون خود
او به خواب رفته که ...
۱ نظر:
pe\sar khalee chera bimarestan boodi? chi shode aziizam?
kheili morche bahali bood eine man ke chanta khabo too kahbam mibianm
============
ye soal sara koajs? chi shode sara?
bem migy?
midooni ke cheghad konjkavam:*:*:*:*:*:*
delam vasat tang shode:((
ارسال یک نظر