روزی خرد بزرگ زیر درخت سیبی نشسته بود و مشغول حل کردن برخی فرمول های پیچیده ی زندگی بود که ناگهان سیبی بر سرش افتاد. در حالیکه با کف دستش بر سر خود می کشید، تعجب کرده بود از اینکه نیوتن سال ها پیش قانون جاذبه را کشف کرده است، ولی سیب همچنان بر سر انسان ها می خورد.
درست بود که سیب همیشه با خود جاذبه داشت، ولی برای هر کسی دیده نمی شد. پس با خود گفت:
« چه جاذبه کشف شود، چه نشود، سیب کار خودش را می کند »
این قانون او بعد ها تحت عنوان قانون سیب در میان مردم رایج گشت و همه اینگونه می گفتند:
« چه نیکی شما کشف شود، چه نشود، شما کار خود را کنید »
درست بود که سیب همیشه با خود جاذبه داشت، ولی برای هر کسی دیده نمی شد. پس با خود گفت:
« چه جاذبه کشف شود، چه نشود، سیب کار خودش را می کند »
این قانون او بعد ها تحت عنوان قانون سیب در میان مردم رایج گشت و همه اینگونه می گفتند:
« چه نیکی شما کشف شود، چه نشود، شما کار خود را کنید »
۱ نظر:
چنان از پست من انتقاد کردی گفتیم چه خبره...
نه نوشته هات برجسته بود نه داستانات ذکر منبع داشت...
پس اول مشکل وب خودتو برطرف کن بعد از دیگران ایراد بگیر...
ارسال یک نظر