روزگاری گل سرخی در حیاط یک انسان معمولی روییده بود. آن انسان به گل سرخ علاقه ی بسیار زیادی داشت. آن گل همه چیز او بود. این علاقه ی او ادامه داشت تا اینکه جنب و جوش انسان های دیگر برای او پرسش برانگیز شد: « نکند من از دنیا عقب هستم. نکند چیزهای لذت بخش تری در دنیا هست که من از آن بی خبرم. نکند این گل سرخ ... »
شک کردن انسان معمولی به گل سرخ سر آغاز راهی شدنش به دنبال دیگران بود. پس گل سرخ را رها کرد و در پی انسان های دیگر روانه گشت. مدت ها در تلاش و تکاپو بود. همچون دیگران هر کاری پولی در آن بود به سراغش می رفت. هر جا معامله ی کلانی در کار بود، حضور داشت. سالیان سال آنقدر در پی مال و منال رفت تا اینکه توانست در سن پیری آخرین مدل های خودروها و بزرگترین آسمان خراش ها و باغ ها و زمین ها را بخرد. دیگر از انسان هایی که در پی شان روانه بود، خبری نبود، اینک دیگران بودند که به دنبال او می آمدند تا به چیزهای با ارزش تری از داشته هایشان برسند. چیزی نمانده بود که به آن نرسیده باشد. انسان عادی دیگر به یک پیر مرد ثروتمند تبدیل شده بود. ولی هنوز نتوانسته بود بفهمد چیزی که آن همه جمعیت به دنبالش بودند پس کجاست؟! تمام عمر خود را به دنبال دیگران رفتم تا به چیزی با ارزش تر از گل سرخم برسم پس کو؟! پس آن همه آدم کجا رفتند؟!
لرزشی بر اندام فرسوده اش حاکم شد. ترسی از اینکه همه ی عمر خود را در پی چیزی بود که سال ها پیش آن را در حیاط خانه اش رها کرده بود و اینک با کالبدی بیمار و فرسوده در کنج آسمان خراشی بی هیچ دستاوردی فرو آمده بود. پس بلافاصله با عصایش از زمین بلند شد. نمی خواست ذره ای زمان را از دست بدهد. پیشخدمتش را فرا خواند و به او دستور داد گل سرخی را در جلوی برجش، همچون باغچه ی قدیمی اش بکارد.
پیشخدمت بذر گلی را کاشت. پیرمرد بیمار لحظه شماری می کرد که گل سرخ بروید. روزها می گذشت و بیماری او وخیم تر می گشت. اینک تنها چیزی که در دنیا انتظارش را می کشید، رویش گل سرخ بود.
تا اینکه یک صبح، پیشخدمت شادمانه به نزد پیرمرد آمد و او را برای دیدن گل سرخ فراخواند. پیرمرد را کنار گل سرخ برد. وقتی به آنجا رسید، اندکی گلبرگ هایش را نوازش نمود و لبخندی زد، آنگاه گل را بویید و این آخرین و تنها چیزی بود که از دنیا دید.
۵ نظر:
rasty in mostafa gill gamish weblogesho hazf karde?
ajab bache i e in dige
سلام داش مجتبی گل.چه طور مطوری؟
خوش میگذره!
آقا داستانات دیگه از فاز رویایی خارج شدن یه فکری بکن
سلام!!ممنون
آقا ما منتظر آهنگتیما
دانلودش بذا حال کنیم
salam pesa khale esar khale azizammmm elahi doshmanet fadam she
na elehi bahar mohomadddi fadat she
kojayee?
sara halesh khoobe? atena chi oonam khoobe?
mishe ye rize dastane khoshmel besazi ma bekhoonim?
::8:*:*:*:*:*:*:*:*
ina boos boooda:D
سلام مجتبی
خوبی؟
از کلوب رفتی؟
ارسال یک نظر